بایگانی برای‘عمومی’ دسته
معبد لوتوس
چهارشنبه, آذر ۱۱م, ۱۳۸۸معبدی که همشهری را متوقف کرد!اینجا Lotus Temple یا معبد نیلوفر آبی ، معبد آیین بهائی یا مشرق الاذکار بهائیان در شهر دهلینو پایتخت هندوستان است. معمار این ساختمان یک ایرانی بهایی به نام ” فریبرز صهبا “است.

این معبد بر روی آب بنا شده است و سیستم خنک کننده این معبد توسط همین آب کار می کند.
معبد لوتوس که در شرق دهلی نو واقع گردیده و طبق گزارش خبرگزاري سي.ان.ان. با حدود ۴ ميليون نفر بازديدكننده در سال (در مقابل مثلاً ۵/۲ ميليون نفر بازديدكنندهء تاج محل) پربازديدكنندهترين ساختمان جهان است، از دو جنبه داراي اهميت جهاني است:
چیز
یکشنبه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۸جهان مجموعه واقعیت ها است و نه مجموعه چیزها
هر چند این چیزها هم برای بعضی ها زیاده
عقلاسنت
یکشنبه, شهریور ۸م, ۱۳۸۸عقلانيت داور سنتها نيست، عقلانيت خود يك سنت يا بخشي از يك سنت است، بنابراين نه خوب است نه بد، فقط هست.
بخت فروشی
شنبه, شهریور ۷م, ۱۳۸۸
”نگون بخت ترین ملت دنیا، ملتی است که گذشته خویش را به فراموشی بسپارد.”
یکساله
یکشنبه, تیر ۲۸م, ۱۳۸۸سالی گذشت.
و باز منتظر سالی دیگر هستیم.
سالگردها را به یاد زیبایی ها پاس می داریم و به یادشان جشن می گیریم.
پ.ن: راستی که دوستی قدیمی هم، به جرگه ی متاهلین نزدیک شد، گفتم که تبریک گفته باشم.
خواب
سه شنبه, تیر ۱۶م, ۱۳۸۸کسی را که به خواب رفته است میتوان بیدار کرد، امّا آن کس را که خود را به خواب میزند، هرگز!
هابیل یا قابیل
دوشنبه, تیر ۱م, ۱۳۸۸«ای پیامبر! خبر دو فرزند آدم را به حق بر آنها تلاوت کن، آن زمان که هر دو نفرشان قربانی دادند، ولی یکی از آنها پذیرفته شد و آن دیگری که از او پذیرفته نشد به برادر خود گفت: حتما تو را میکشم* . برادر تهدید شده به او گفت: خدا فقط از افراد باتقوا قبول میکند . اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی، منم هرگز به کشتن تو دست نمیگشایم، چون از پروردگار جهانها و جهانیان میترسم .
من میخواهم که تو با گناه من و گناه خود در دوزخ جایگیری و از اصحاب آتش بشوی . نفسش کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد و برادرش را کشت و از زیان کاران شد . سپس خداوند زاغی را فرستاد که در زمین کند و کاو میکرد تا به او نشان دهد که چگونه جسد برادر خود را دفن کند . او گفت: وای بر من! آیا من نتوانستم مثل این زاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟ و سرانجام از نادمان گردید .
همه ماجرای «هابیل» و «قابیل» در قرآن همین آیات است که درسهای فراوانی را به همراه دارد: این که خداوند اعمال خوب را تنها از پرهیزکاران میپذیرد، این که بیتقوایی انسان را به حسادت میکشاند و حسادت انسان را به قتل برادر خود وادار میکند; این که متقین از کرامت نفس برخوردار هستند و دستبه اعمال پستی هم چون برادر کشی نمیزنند و قصاص قبل از جنایت نمیکنند، این که نفس انسان اول «مسوله» است، سپس «اماره» میشود و آهسته آهسته انسان را به بدیها میکشاند; این که انسان موجود ضعیفی است و بسیاری از چیزها را به اندازه یک حیوان هم نمیداند; این که عاقبت تبهکاری و پستی ندامت و پشیمانی است.
*”تو را میکشم” اشاره به زندان انداختن مخالفان و یا بزغاله و خس و خاشاک خواندن مخالفان/
زندگی یانه
چهارشنبه, فروردین ۵م, ۱۳۸۸اینم از “انه” های چند روز اول سال…
*بازی یانه: دیوانه وار مشغول بازی Crayon Physics Deluxe هستم. یک نوستالژی به معنای واقعی, دوست داشتنی و
پر از کودکی و فکرهای کودکانه. بازی با رسم چند خط و کشیدن نقاشی های کودکانه شروع و به سرعت به اعتیادی تبدیل می شود.
شاید زیاد مشابه نورهود عزیز نباشه ولی دست کمی از بازی دوست داشتنی دوران اوایل راهنمایی نداره. قرار این بازی ساده که توسط کمپانی Kloonigames ساخته و از بازی های سندباکس محسوب می شود شامل یک گوی و یک ستاره است. تمام قول و قرار از این بازی رساندن این دو به یکدیگر است آن هم فقط در یک صفحه و با کمک قواعد فیزیکی و نیوتنی, همین! به این سادگی. ولی گاهی اوقات برای رسیدن این دو باید از یک قلعه, یک پرتگاه, یک غول و یا غلبه بر نیروی جاذبه بگذری, البته با کمک چند تا خطی,…
بد نیست دانلود کنید.
*کتابانه: خیلی خیلی دیره ولی بلاخره خواندم. یک جورهایی با این “کافه پیانو” همزاد پنداری کردم. هر چند فوق العاده نبود ولی, مجاب شدم با هر جان کندنی باز هم کمی کتاب دستم بگیرم… خیلی وقت بود کتاب نخوانده بودم… به “فرهاد جعفری” باید تبریک گفت, بلاخره سرانه کتابخوانی کشور را کمی بالا برد.
کتاب بعدی که نیمه تمام گرد خورده, کتاب دیگری از نویسنده مشهور “زندگی کوتاه است, نامه ای به قدیس آگوستین”, است. یوستین گوردر نروژی در کتاب “دنیای سوفی” روندتاریخی فلسفه را به صورت داستان می گوید, البته بسیار جذاب.
*موسقی یانه: فکر کنم فعلا باید با همان Craig Armstrongو One Republic سر کنم تا سیزده را به در کنیم. هر چند Craig Armstrong فوق العاده دنیایی رویایی برای من ساخته است.
*سفرانه: فعلا منتظر تا رسد به روزش/
*معمارانه: یکمی شوخی بود.
اهمیت
پنجشنبه, اسفند ۱۵م, ۱۳۸۷”در معبدی گربه ای وجود داشت که هنگام مراقبه ی راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد. بنا بر این استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد. این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد. سال ها بعد استاد بزرگ در گذشت. گربه هم مرد. راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند تا اصول مراقبه را درست به جای آورده باشند. سالها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت در باره ی اهمیت بستن گربه به درخت.”