Housefly
جمعه, مرداد ۸م, ۱۳۸۹
خرمگس - اتل ليليان وينچ
شخصیت اصلی آخرهای داستان و بعد از مدتها بالاخره تصمیم میگیره که دفعه بعد که جما رو میبینه حرفهاشو بزنه. برای همین لحظه آخرِی که از خونه جما خارج میشه٬ روی یه کاغذ مینویسه: ” همه چیز رو آن جا خواهم گفت.” و کاغذ رو روی میز میذاره. اما از بدِ حادثه٬ به دست سربازهای اتریشی دستگیر میشه و دیگه هیچ وقت فرصت نمیشه اون رو ببینه.
خیلی خیلی بعد٬ یه نامه کوتاه به دست جما میرسه که اینجوری شروع میشه: “سپيده دم فردا تيرباران خواهم شد . بنابراين اگر بخواهم طبق قولی كه دادهام همه چيز را به تو بگويم، بايد هماكنون بگويم…”
پ.ن: بعضی حرفها گفتنین، نه نوشتنی و نه پست کردنی. اما گاهی این “باشه بعدن”ها فرصت گفتنشون رو میکشه. اگه و وقتی هم که گفته بشن٬ دیگه طعمشون عوض شده.
