بایگانی برای‘احمقانه’ دسته

سيگار و دعا

یکشنبه, خرداد ۱۶م, ۱۳۸۹

در بازگشت از كليسا، جك از دوستش ماكس مي پرسد: «فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد؟»ماكس جواب مي دهد: «چرا از كشيش نمي پرسي؟»جك نزد كشيش مي رود و مي پرسد: «جناب كشيش، مي توانم وقتي در حال دعا كردن هستم، سيگار بكشم.»كشيش پاسخ مي دهد: «نه، پسرم، نمي شود. اين بي ادبي به مذهب است.»جك نتيجه را براي دوستش ماكس بازگو مي كند.ماكس مي گويد: «تعجبي نداره. تو سئوال را درست مطرح نكردي. بگذار من بپرسم.»ماكس نزد كشيش مي رود و مي پرسد: «آيا وقتي در حال سيگار كشيدنم مي توانم دعا كنم ؟»کشيش مشتاقانه پاسخ مي دهد: «مطمئناًً، پسرم. مطمئناً.»پ.ن: حکایت ماست این حکایت!

عادل شاه

پنجشنبه, فروردین ۲۶م, ۱۳۸۹

عادل شاه
گاهی شاه با شاه فرقی نمی کنه. گاهی هم عدل عدالت با شاه جور در نمی یاد!
اصلا نمی دونم… ولی در هر حال عادل شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاه همیشه شاهه!!!

مرض بیماری!

جمعه, اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸

می دانید؟!
بسیاری از مردم فقط به خاطر سلامتی شان مریض هستند.
یعنی اطمینان نشان به عادی بودن، بیمار هستند؟

تنبیه

چهارشنبه, آذر ۱۸م, ۱۳۸۸

آدم می خواهد زندگی را تنبیه کند چرا که فکر می کند زندگی نیز او را تنبیه کرده

جفنگ

جمعه, مهر ۳م, ۱۳۸۸

نقطــــــــــــــــــــــــــــــه
سر خط./.

آب هویج

شنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸

صدای آب هویج، دوست داشتنی تر از خوردن آب هویج!

خریداریم

چهارشنبه, مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸

سيب چينى
پرتقال مصرى
نارنگى پاكستانى
موز اكوادور
سيب سبز شيلى و پرو
آناناس فيليپين
انبه پاكستان
نارگيل مالزى
سيب آمريكايى
خریداریم

بال

پنجشنبه, اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۸

گاهی باید پرید.
شاید با بال, شاید بدون بال/

فشار

جمعه, اسفند ۲م, ۱۳۸۷

بعضی اوقات اونقدر فشار رو باید تحمل کنی تا نفصت به شمارش بیفته.
متاسفانه فعلا در مورد من این اتفاق افتاده.

Dark Hand

سه شنبه, بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷
Dark Hand in Light
برای یدست آوردن روشنایی، تاریکی نسیبمان شد.