Wrong technology
سه شنبه, مرداد ۲۶م, ۱۳۸۹یادم نمیآد که کی تعریف میکرد که با یکی از بستگان نوجونشون از یه دهکده میون راهی رد میشدن٬ که میایستن جلو یه فروشگاه که یه کم مواد غذایی برا توی راهشون بخرن. این جوانک هوس میکنه از تلفن اونجا یه زنگی به دوستش بزنه. میره تلفن رو پیدا کنه که برنمیگرده. این دوست ما میره ببینه چی شده که میبینه جوانک جلو تلفنه ایستاده و بر و بر تلفن رو نگاه میکنه. کاشف به عمل می آد که تا اون روز توی عمرش تلفن روتاری - با شمارهگیر گردون- ندیده بوده و نمیدونسته این تلفنها چطور کار میکنن!حالا داشتم فکر می کردم که چقدر خوب میشه آدم یه تعطیلی کامل از تکنولوژی بگیره. بره توی یه کلبه وسط جنگل که نه برق داشته باشه و نه آب لولهکشي. نه تلفن و گاز. از آدم وعالم و تمدن هم دور باشه. برای آشپزی مجبور باشه هیزم بیاره و اجاق هیزمی روشن کنه. برا گرم کردن کلبه فقط یه شومینه داشته باشه. برای حموم کردن مجبور باشه با سطل٬ آب گرم کنه یا بره وسط رودخونه. لباسهاشم با دست بشوره و دم رودخونه. شبها هم با تاریک شدن هوا شمع روشن کنه و زود هم مجبور باشه بخوابه! نه لپتاپی٬ نه اینترنتی٬ نه تلفن همراهی و نه وبلاگی.بجاش یه دفترچه یادداشت کوچیک داشته باشه با یه مداد٬ که خاطراتشو بنویسه. اونقدر اونجا بمونه که حساب روزهای هفته از دستش بره. یا اینکه اساسن از همون اول بیخیال روز و ماه بشه و وقتی برگرده که دلش میخواد برگرده.خلاصه اگه کسی همچین کلبهای رو سراغ داره و سه چهار نفر همسفر خوب٬ من پایهام.