پیشگویان زمانها
روزی از این سیصد و اندی روز را به نام معماران نامگذاری کردند.![]()
۶اکتبر، روز جهانی معمار
آدولف لوس (Adolf Loss):
زمانی که ما با یک تپه و توده خاک به طول شش فوت و عرض سه فوت در جنگل روبرو میشویم که با استفاده از بیل به شکل یک هرم روی هم انباشته شده است، به فکر فرو میرویم و چیزی در درون ما میگوید:
اینجا کسی دفن شده است. آن توده خاک، معماری است.
مجموعه ایی از گفته های بزرگان معماری و هنر در رابطه با معماری:
ویلیام موریس (William Morris):
معماری؛ شامل تمام محیط فیزیکی است که زندگی بشر را در بر می گیرد و تا زمانی که جزئی از دنیای متمدن بشمار می آییم، نمی توانیم خود را از حیطهٔ آن خارج سازیم، زیرا که معماری عبارت از مجموعه اصلاحات و تغییراتی است که به اقتضای نیازهای انسان، بر روی کرهٔ زمین ایجاد شدهاست که تنها صحراهای بی آب و علف از آن بی نصیب ماندهاند. ما نمی توانیم تمام منافع خود را در زمینه معماری در اختیار گروه کوچکی از مردمان تحصیل کرده بگذاریم و آنها را مامور کنیم که برای ما جستجو کنند، کشف کنند، و محیطی را که ما باید در آن زندگی کنیم شکل دهند و بعد ما آن را ساخته و پرداخته تحویل بگیریم و سپس شگفتزده شویم که ویژگی و کارکرد آن چیست. بعکس این بر ماست که هر یک، بنوبه خود ترتیب صحیح بوجود آمدن مناظر سطح کره زمین را سرپرستی و دیدبانی کنیم و هر یک از ما باید از دستها و مغز خود، سهم خود را در این وظیفه ادا کند.
جان راسکین (John Ruskin):
. . . تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارت است از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسبترین اصول ساختمان.
اتین لویی بوله (Etienne-Louis Boullee):
معماری چیست؟ آیا من آن را همسو با ویتروویوس به عنوان هنر ساختمان تعریف خواهم کرد؟ نه. این تعریف دارای یک اشکال اساسی است. انسان برای ساختن باید از تصور خود استفاده کند. نیاکان ما کاشانهشان را تنها پس از اینکه شکل آن را تصور میکردند، میساختند. این فرآورده ذهنی و خلاقیت هست که معماری را تشکیل میدهد، اینک ما میتوانیم آن را به عنوان هنر تولید هر نوع ساختمان و به حد کمال رساندن آن تعریف کنیم. بدین ترتیب هنر ساختمان تنها یک هنر ثانوی است که به نظر میرسد برای نامیدن بخش علمی معماری مناسب باشد.
لوکوربوزیه (Le Corbusier):
. . . اینکه معماری در لحظهای از خلاقیت بوجود میآید، یک حقیقت انکارناپذیر است، زمانی که ذهن درگیر چگونگی تضمین استحکام یک ساختمان و نیز تأمین خواستههایی برای آسایش و راحتی است، برای رسیدن به هدفی متعالیتر از تأمین نیازهای صرفاً کارکردی برانگیخته میشود و آماده میگردد تا تواناییهای شاعرانهای را به معرض نمایش گذارد که ما را برمیانگیزانند و به ما لذت و سرور میبخشند.
سرنیکولاس پوزنر (Sir Nikolaus Pevsner):
آلونک چتری دوچرخه یک ساختمان است و کلیسای لینکلن (Lincoln Cathedral) نمونهای از معماری میباشد. تقریباً هر چیزی که فضا را به میزان کافی برای انسان محصور میکند تا آدمی به درون آن نقل مکان کند، یک ساختمان است. اصطلاح معماری تنها ساختمانهایی را در برمیگیرد که با هدف برخورداری از جاذبه زیباییشناسانه طراحی شدهاند.
لویی کان (Louis Kahn):
. . . معماری وجود خارجی ندارد. تنها اثر معماری است که وجود دارد. معماری در ذهن موجود است. شخصی که یک کار معماری انجام میدهد، در حقیقت آن را به روح معماری عرضه میکند . . . روحی که سبک نمیشناسد، تکنیک نمیشناسد، متد نمیشناسد و تنها منتظر آن است که خود را به معرض نمایش بگذارد. بدین ترتیب معماری تجسم واقعیات غیر قابل سنجش میباشد.
. . . تعریف درست معماری بطوریکه آن را از یک مجسمه متمایز کند، عبارت است از هنر طراحی مجسمه برای یک مکان خاص و جانمایی آن در آنجا بر اساس مناسبترین اصول ساختمان
فرانک لوید رایت
معمار بایستی یک پیامبر باشد … یک پیامبر به مفهوم واقعی کلمه … اگر او قادر نباشد حداقل ده سال جلوتر را ببیند، نمی توان او را یک معمار نامید.
میس ون درروهه
معماری زمانی آغاز می شود که شما دو آجر را با دقت پیش هم می گذارید.
لوکوربوزیه
من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح می دهم، زیرا ترسیم کردن سریع تر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی می گذارد.
فیلیپ جانسون
من از تعطیلات متنفرم. اگر شما می توانید ساختمان هایی را بسازید، چرا باید در کنار دریا بنشینید؟
لویی کان
پروژه؛ یعنی شالوده دادن به یک فرم، درون یک نظم.
تادائو آندو
خلاقیت حقیقی کل زندگی را شامل می گردد و به وسیله ابزارهایی از شهود بیان می شود که فراسوی منطق و آن چیزی است که زبان های دیگر قادر به ابراز آن هستند.
سانتیاگو کالاتراوا
هندسه شالوده و مبنای ادراک معماری است. من از طریق هندسه به اثر خود دست می یابم. در شناخت جهان معماری، زبان هندسه مانند زبان سازه اهمیت دارد. هر دوی آنها در کنار خواص مصالح و عالم طبیعت، برای من سرچشمه های زاینده و مهم الهام هستند.
فرانک گهری
من بیشتر وقتم را صرف کارفرماها می کنم. زیرا معتقدم این کار ما را به پیش می برد و آنها هم به آنچه که می خواهند، می رسند و از کار احساس رضایت می کنند. این روند باعث می شود آنها بدانند که شما مسائل آنها را می شنوید. همچنین این تعامل موقعیت ابداع را برای شما فراهم می آورد.
● ویتور ویوس : اولین شخصی که گفت معماری هنر است.
● والتر گروپیوس : از قاشق غذاخوری تا شهر دامنه کار معمار را تعریف میکند.
● اتیون لوییس بوله : معماری چیست؟ آیا معماری هنر ساختوساز است؟ یقیناً خیر.
● تادااو آندو : معماری باید کاملاً با اطراف هماهنگی داشته باشد.
● جان راسکین : معماری هنر مرتب کردن و تزیینات بناهای ساخته شده توسط بشر به هر مقصودی است به قسمی که در سادهترین نگاه سلامت، نیرو و لذت بردن روح را میسر نماید.
● فرانسیسکو میلیزیا : معماری هنر ساختن است.
● تویوایتو : معماری پدیده شهری است.
● فوتوریستها : معماری تحت تأثیر جهان مکانیکی و تکنولوژی میباشد.
● لوکوربوزیه : معماری غیر از نمایش ساخت و پاسخ دادن به نیازها است.(منظورم از نیازها استفاده ،راحتی و آسایش عملی است)
● اسنووا : ایدولوژی لادوفسکی درباره ساخت گرایی اینگونه معرفی شده بود که معماری باید ترکیب سه عامل روراستی فنی، امکان پذیری اقتصادی و بیان تجسمی باشد.
● ل.بنهووله : معماری مدرن از تغییرات فنی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از انقلاب صنعتی، زاده شده.
● کریستین نور برگ-شولتز : شاید به این نتیجه برسیم که صفت کمال معماری در گرو سه معیار اساسی است، نقش ساختمان، شکل و فنون.
● هولاین : همه معمارند و همه چیز معماری است.
● آدلف لوس : معماری چیزی نیست جز یادمانها و مقبرهها.
● لوکوربوزیه : معماری بازی احجام زیر نور است.(کتاب زمانومعماری)
● معماری دریافت بصری از به پرواز در امدن تفکرات خالق
● مدرنیستها : معماری صنعت میباشد.
● ایزنمن : معماری امروز ما باید منعکس کننده شرایت ذهنی و زیستی ما باشد و آنچه که در معماری امروز ما مورد غفلت قرار گرفته بخشی از زندگی ما است.(کتاب مشاهیرمعماری)
فارغالتحصيلان رشته معماري در نهايت ميتوانند در زمينههاي زير ايفاي نقش كنند:
۱- طراحي (تك بنا يا مجموعة زيستي كوچك)، از طراحهاي اوليه تا مراحل اجرايي كار و طراحي اجزا عناصر تشكيل دهنده بنا.
۲- رهبري و سرپرستي دفاتر مشاور معماري (مهندسي مشاور)
۳- نظارت عمومي و عالي بر صحت انجام كار در عمليات اجرايي ساختماني (مهندسي ناظر)
۴- مديريت و هماهنگي اجرايي پروژههاي معماري (مديريت پروژه)
۵- تأسيس و سرپرستي مؤسسات پيمانكاري و احداث ساختمان.
۶- همكاري با كليه متخصصيني كه كارشان با ساماندهي فضاي زيست مرتبط است، مانند اكولوژيستها، جغرافي دانان، اقليم شناسان، برنامه ريزان اقتصادي و اجتماعي و. . . .
۷- طراحي پاركها و ميادين شهري و محوطه سازي.
۸- مشاركت در پروژههاي برنامه ريزي و طراحي شهري و شهرسازي.
۹- طراحي تك بناها در مقياس كوچك و انجام دكوراسيون داخلي.
۱۰- انجام كارهاي پژوهشي و آموزشي در زمينه طراحي فضاي زيست.
برداشت شده از سایت زروان/باشکاه مهندسان جوان/وزارت مسکن و شهرسازی